الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )

6

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )

شگرف انديشه و صنعت و علم مشاهده مىكنيم ، همه نظير ديگر موجودات ، تابع قانون طبيعى رشد و تطور است كه از مراحل و ادوار پيشين ، به اين دوره انتقال يافته است . اين پيشرفتها نتيجهء تفكر و انديشهء نسل ما به تنهايى نيست ، بلكه بازده كار نسلهاى گذشته و خلاصهء كوششهاى فراوانى است كه آنان به عمل آورده‌اند ؛ و به عبارت ديگر اين آثار نتيجهء كار جماعات متعدد و بسيارى است كه در اين راه و در زمانهاى مختلف همكارى كرده‌اند . اگر چنين نبود اصولا انسان پيشرفتى نمىكرد و تمدنها دگرگون نمىشد و ما به نتايج بزرگ و اعجاب‌انگيز اين روزگار نمىرسيديم . هر نسلى به اداى نقشى معين در توليد و دانش و انديشه مىپردازد و آن را به نسل بعد از خود انتقال مىدهد و در حقيقت هر نسلى زمينهء ترقى نسل ديگر را فراهم مىسازد و به همين ترتيب نسل بعد كار خود را از آن نقطه‌اى كه نسل پيش به پايان رسانده آغاز مىكند . مثلا دوره‌اى كه يونانيان در فلسفه و علوم گذراندند در حقيقت دورهء مقدماتى و آماده‌سازى دوره‌اى بود كه مسلمانان و عربها بعد از آنها به عهده گرفتند . آنها هم به نوبهء خود راه را براى آيندگان هموار و آماده ساختند و غربيان در آن راه افتادند و نهضت جديدى به وجود آوردند كه نتايج بزرگى از آن گرفتند و تمدنى ساختند كه از پيشرفته‌ترين تمدنهايى است كه بشر در ادوار مختلف تاريخ ديده است . پس هيچ‌يك از ادوار بىنياز از دورهء ما قبل نيست و هر مرحله از تطور و پيشرفت احتياج به مرحلهء پيش از خود دارد و موجوديت آن بسته به موجوديت ديگرى است ؛ هريك از اين ادوار مزيتى داشته و تأثير بزرگى در نتيجه‌اى كه ما امروز مشاهده مىكنيم بجاى نهاده است . به طورى كه مىتوانيم بگوييم اهميت كشف آتش و طريقهء استفاده از آن در روزگار پيشين هرگز از اكتشاف اتم در اين عصر كمتر نيست ؛ زيرا همان كشف آتش در تمدن انسان و ايجاد صنعت اثر بسيارى داشته و سبب شده است كه انسان طريقهء ذوب فلزات از قبيل مس و آهن را به دست بياورد و آن دو فلز را از خاك جدا كند ؛ و همچنين سبب شده آلات و ادوات لازم را از آنها بسازد تا در كارهاى ديگرش مفيد و مؤثر باشد و بتواند با آن ، وسائل و لوازم زندگى خود را فراهم آورد و سرانجام به كشف اتم برسد و آن را در كوره‌هاى بزرگ با حرارت فوق‌العاده بشكند . از اينجا جواب سؤال اول به دست مىآيد ، يعنى بررسى آثار علماى سابق ، و توجه مخصوص به افكار و عقايد و آراء و تاريخ آنها ، ارتباط استوارى با آراء و نظريات علماى اين عصر دارد ؛ هم از اين ديدگاه كه حلقه‌اى از مراحل دگرگونى و رشد تحقيقات علمى است و هم ازآن‌رو كه در سير فكرى جديد اثرى تحول‌انگيز داشته است .